خرید بک لینک
سه تا آرزوم تموم شد. من موندم و یه چراغ بدون غول. تنها کاری که غوله میتونه بکنه، گوش دادن به حرفای منه. نمیتونه از دستم خلاص بشه. این آرزوی یواشکی آخرم بود.

هر کدوم از آرزوهام کلی خرج رو دستم گذاشت. چند برابر هرکدوم پس دادم. بجای سه تا آرزو باید اسمشو میذاشتن سه تا چاله چوله. سه تا چاه. چاه نکن بهر کسی... آرزو کن و بذار غول چراغ برات چاه بکنه. اگه بلندپروازی کنی شاید چاله و چاه تبدیل به گودی یه رختخواب بشه. رختخواب ابدی. خواب راحت یه نعمت خیلی بزرگه. هر چی توی لوله ی چراغ فوت میکنم و حرف میزنم صداش در نمیاد. میدونم صدامو میشنوه و جوابمو نمیده. بالاخره خسته میشه. شب تا صبح براش قصه میخونم که خوابمون ببره...

برچسب: نویسنده: آرین رادمنش تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 21:18

صفحه بندی