
دیروز و امروز کل هانگ گیمز رو دیدم. الان میخوام sunrise on the reaping رو شروع کنم. A truth that's told with bad intent, Beats all the lies you can invent. - William Blake...
ادامه مطلب
تولدم مبارک. بیست و چند ساله تر شدم. بر خلاف چندین و چند سال گذشته بدبخت و فلک زده و داغون نیستم. خوشحالم! همیشه الکی جیغ و ویغ میکردم که مثلاً خوشحالم تا کسی نفهمه چقدر نفله و داغونم... این دفعه بالاخره داغون نیستم u200e:D کتاب پاییز فصل آخر سال است رو به خیلیا معرفی کردم. همه اتفاق نظر داشتن که لیلا چقدر رو اعصابه و بعضی از ویژگی هاش اصلاً با زن بودنش جور درنمیاد. جالبه آخه من خیلی شبیه لیلام.پس بقیه ی زن ها منو اینجوری میبینن اصلاً آدم نیستم :)) امروز کارگاه نقد کتاب بود و یه کتابی بود که در مورد مدافعین حرم نوشته شده بود. کار قوی ای نبود. همه کلللللی به به و چه چه کردن و یه نفر نقد کرد. منم نقد داشتم ولی جرات نمیکردم حرف بزنم. وقتی دیدم یه نفر نقد کرد منم شیر شدم و حرفامو زدم. هنرجوهام م...
ادامه مطلب
Some songs hurt so bad. Like, I have too many memories with them so I can't listen to them casually. Well, good thing I quit music. I erased almost two third of what I had and now I pay a visit every now and then. I mean when I have to do something I hate and I need to distract myself to some extent...
ادامه مطلب
یه هفته س که ساکن شدم. روزای خوبی داشتم... قبل از اینکه بیام با خودم فکر میکردم موقع برگشتن آهنگ بالا رو میذارم و کلی ورجه وورجه میکنم ولی هفته ی پیش اصلاً حسش رو نداشتم. (یکی دو سال بود که آهنگه رو نگه داشته بودم!) هنوزم یه نمه بخاطر تجربه های گذشته م عصبی هستم ولی اونقدر آرومم که این آهنگه رو بذارم و ازش لذت ببرم :) نه دروغ گفتم. وقتی میذارمش گریه م میگیره T_T I'm coming homeI'm coming homeTell the world that I'm coming homeLet the rainWash awayAll the pain of yesterdayI know my kingdom awaitsAnd they've forgiven my mistakesI'm coming homeI'm coming home...Tell the world I'm coming...
ادامه مطلب