وبلاگ طلسم شده ی من

متن مرتبط با «پایان نامه» در سایت وبلاگ طلسم شده ی من نوشته شده است

و در پایان، سلام

  • نیلوبلاگ

    امسال خیر سرم با هواپیما رفتم نمایشگاه. که مثلا مسیر دوازده ساعته بشه یه ساعت و نیم و خرد و خمیر نشم. از قضا، آنفولانزا گرفتم. ساعت یک رسیدم نمایشگاه و ساعت هفت از نمایشگاه رفتم ترمینال بیهقی.الانم شهرکردم! همه فکر میکنن تهرانم. یه کوفتی بود این آنفولانزا...اون روزی که تهران بودم چهارشنبه بود. الان که فکرشو میکنم، از دوشنبه علائم سرماخوردگی داشتم ولی چون آلرژی هم دارم از همدیگه تشخیصشون ندادم. چهارشنبه صبح هول هولکی خودمو رسوندم فرودگاه. پرواز ساعت نه بود. هشت و چهل رسیدم. گیتهای بازرسی رو رد کردم و توی گیت آخر بخاطر کارد مسافرتیم گیر افتادم. بدو بدو رفتم بیرون کارد رو سپردم به یه غرفه، دوباره برگشتم تو. ساعت چند بود؟ ده دقیقه به نه!هرچی نگاه میکردم تمام گیتهای خروجی بسته بودن. قلبم اومده بو...

    ادامه مطلب
  • و در پایان، سلام سلام

  • نیلوبلاگ

    صبر کردم اول همه از هواپیما پیاده بشن. جزو نفرهای آخری بودم که پیاده میشدن. اینجا دیگه کمکم آدرنالینم افتاده بود و داشتم آنفولانزای سگمصب رو حس میکردم. پیام رسیدنم رو به اهل محل و فامیل فرستادم و زنگ زدم مامانم. گفتم حالم خوب نیست. مامانمم گفت به مبارکی و میمنت. حداقل امروز رو پاشو برو نمایشگاه. بقیه روزهارو استراحت کن.بیست دقیقهای نشستم که حالم بهتر بشه. بعد رفتم به جاهایی که بیشتر از هررررررر جای دیگه تو تهرون دوسش دارم: متروووووو!باید سوار خط بیمه، کلاهدوز، تجریش میشدم. دو دل بودم. واقعا برم نمایشگاه؟ برم خونه استراحت کنم؟ اگه رفتم استراحت ولی مامانجونم و آقاجون مریض شدن چه گلی به سرم بگیرم؟از دکهی سوپری مترو یه لیوان آبجوش گرفتم. بهش شیشهی پنیرک (بخونید دوای جادوگری آبی ضد تب) رو دادم و ...

    ادامه مطلب
  • نامهها به کجا میروند؟

  • نیلوبلاگ

    در انتهای هر خیابان، جایی که چشم ما نمیبیند، یک فوارهی کوچک وجود دارد که موشها، جغدها، مارمولکها و خفاشها، قورباغهها و وزغها در آن شنا میکنند. گربهها هم هر از گاهی سرک میکشند و در آن آبتنی میکنند اما روزهای استفادهی گربهها از فواره به طور دقیق از بقیهی روزهای هفته جدا شده است. مسئول والامقام تقویم، هر ماه روزهایی را که در آن گربهها مجاز به آبتنی هستند اعلام میکند و به تمام حیوانات محله اعلام میکند. اینطوری هم گربهها میدانند که چه روزی خودشان را برای آبتنی آماده کنند، و هم سایر جانواران میدانند چه روزی نباید آن اطراف آفتابی شوند. مگر اینکه بخواهند در معدهی گربههای محله استراحت طولانی مدت ابدی داشته باشند.مسئول والامقام تقویم، برای اطمینان از برپایی نظم، برنامهی ماهیانه را طی نامهای به اطلاع م...

    ادامه مطلب
  • پایان

  • نیلوبلاگ

    فارغ التحصیل شدم. از لحظه ای که فارغ التحصیل شدم حسی به جز نفرت و بیزاری نداشتم. از دانشگاه شهرکرد متنفرم. امیدوارم خراب بشه و هیچ دانشجوی بدبختی دیگه پاشو توش نذاره. به اندازه ی تمام این چهار سالی که خرد شدم توی همین دو هفته دوباره غذابم دادن. از همه شون متنفرم....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    پایان نامه | پایانه ها | پایانه بیهقی | پایانه غرب | پایان سریال گوزل | پایان کارتن خوابی | پایان رافت | پایان نامه ارشد |